افسانه ها در هر جایی از جهان قابل درک هستند زیرا جوهر آنها نه در سبک بلکه در روایتی که بیان می کنند مشترک است، افسانه ها در پشت ظاهر اغراق آمیز و عجیب خود حقایق روانی جامعه خود را با زبان استعاره و تمثیل بیان می کنند و برای درک این حقایق باید به تحلیل آنها پرداخت. این افسانه ها و داستان ها بیشتر برای شناساندن اخلاق و عشق به عنوان دو رکن اساسی زندگی به انسان بوده است که او می تواند با داشتن آنها به درستی زندگی کند.
عنوان این پژوهش نیز تصویر سازی داستان ها و افسانه های عامیانه یعنی تصاویری که فضایی از زندگی و فرهنگ عامیانه مردم را که عمدتاً مربوط به زمان های گذشته می باشد و نوع نگاه تصویرساز در آن و در ترکیب بندی آثارش به این گونه فضاهاست. این پژوهش نشان می دهد که این گونه تصاویر از جذابیت کافی برخوردار است و فضای داستان ها و افسانه های عامیانه با سن کودکان و نوجوانان تناسب دارد و هم چنین بیان تصویری این گونه فضاها نسبت به گذشته زبان تازه ای یافته است.
ایران تاریخی بسیار کهن دارد. بنا بر داده های باستان شناختی، فلات ایران یکی از نخستین خاستگاه های تمدن در آسیاست. گستردگی این تاریخ، اندیشه را بدان سوی می کشاند که فرهنگ ایران امروز در کدام خاک و تا کجا ریشه دوانیده است. فرهنگ عوام شاخه ای نازک از درخت تناور فرهنگ و هنر این سرزمین است، اما هنگامی که این شاخه را بررسی می کنیم، با گستردگی و شگفتی روبرو می شویم که به سختی به انگاره می آید. در این بخش تلاش شده است تا این شاخه از فرهنگ و هنر کشورمان به طور اجمال بررسی شود.
۱-۱-۱- فرهنگ عوام[۱]
فرهنگ عوام در زبان فارسی معادل کلمه ی بین المللی فولکلور گرفته شده است. فولکلور نیز کلمه ای است مرکب از دو جزء: یکی Folk و دیگری Lore و معنی آن دانش عوام است.
در زبان فارسی فولکلور را فرهنگ عامه و فرهنگ عوام و دانش عوام ترجمه کرده اند.
۱-۱-۲- تقسیم فرهنگ عوام
عامل اصلی برای پیشرفت دانش عقل و ادراک است و عقل بشری در زمینه دانش های گوناگون، پس از مجهز شدن به سلاح تجربه و وسایل دقیق محاسبه و مشاهده و اندازه گیری بسیار ترقی کرده است و علم هر روز با سرعتی روزافزون و شتابی تصاعدی گسترش می یابد. در صورتی که دانش عوام دامنه ای سخت محدود و متناسب با همان عقل و ادراک بدوی مردم مکتب ندیده دارد و هزاران سال است که به صورت دیرین خویش باقی مانده است. در صورتی که هنرهای گوناگون از سرچشمه فیاض و خلاق قریحه و عاطفه و احساس سرچشمه می گیرد و ذوق و احساس اگرچه تربیت شدنی است و در نتیجه تمرین و ممارست و تحصیل تلطیف می شود، لیکن ـ چنانچه می دانیم ـ خلاقیت نیروی تخیل و ذوق و احساس با تربیت و تمرین نسبت مستقیم ندارد و پیشرفت آن به اندازه پیشرفت عقل و ادراک و وابستگی شدید با تعلیم ندارد و از همین روی است که همواره محصولات ذوق مردم ساده روستانشین و هنرهای محلی برای هنرمندان بزرگ منبعی سخت فیاض و الهام بخش بوده است و چه بسیار شاهکارهای شعر و موسیقی و داستان سرایی که با الهام گرفتن از آثار محلی و فولکلوری پدید آمده و رنگ ابدیت به خود گرفته است. برای مثال، خصوصیات اصلی موسیقی ملی هر قوم، همان هاست که در موسیقی محلی و عوامانه آن قوم و آن سرزمین وجود دارد و بسیاری از موسیقی دانان معروف روزگار از این سرچشمه سیراب شده و در آن منبعی لایزال و پر جوش و خروش و فناناپذیر یافته اند.
۱-۱-۳- ادب عوام
ادب رسمی ما به زبان فارسی دری است و دو رشته ممتاز و مجزا دارد که عبارتند از شعر و نثر. در ادب عوام نیز شعر و نثر مهمترین قسمت بلکه چیزی نزدیک به تمام آن را تشکیل می دهد. گفتیم که زبان ادب رسمی فارسی دری است. اما آیا زبان و ادب عوام هم همین زبان است؟ در بسیاری موارد ادب عوام به فارسی دری است؛ اما در موارد بسیار دیگر آثار و ادب عوام به لهجه ها و زبان های محلی پدید آمده است و این نکته مخصوصا در شعر عوامانه بسیار نظر گیر است. چه ترانه های روستایی که تقریبا در سراسر ایران، با یک وزن یعنی به صورت دوبیتی بحر هزج مسدس مقصور سروده می شود غالبا به لهجه های محلی است یکی از نمونه های قدیمی آن دوبیتی های منقول از باباطاهر عریان همدانی است که اتفاقا منحصر به فرد هم نیست و دو بیتی هایی به همین سیاق از شیخ ابوالحسن خرقانی و دیگران نیز نقل شده است. بنابراین به طور کلی باید بگوییم که زبان عوام منحصر به زبان فارسی دری نیست.
در زبان و ادبیات امروز با تغییرات نسبتا گسترده ای که در بیان و نگارش و در بکارگیری لغات و اصطلاحات رخ داده و همچنین با دگرگونی کیفی که در مفاهیم پدید آمده است، داستان های عامیانه و حکایات نیز کمتر درک و دریافت می شوند، اما نمی توان به سادگی از آن همه حکمت و تاریخ و گزارش به جای مانده از گذشته های بسیار دور و خاطره هایی که روزگاری واقعیت خارجی داشته و به مرور جنبه اساطیری به خود گرفته اند و نیز از آن همه ادب و راه و رسم زندگی و دیگر نکته های پر مایه دل برکند. پس در این بخش تلاش شده است به بهترین وجه این داستان ها و حکایات را تعریف و پیشینه آنها بررسی شود.
۱-۲-۱- انواع داستان های عامیانه فارسی[۱]
امروزه کمتر این گونه داستان ها و کتاب ها را می شناسند و حتی نام بسیاری از آنها را نشنیدهاند. و هر گاه بخواهند چیزی را به بیهودگی مثل زنند، نام قصه حسین کرد و امیر ارسلان را بر زبان میآورند.
انواع داستان های عامیانه: غالب این گونه داستان ها جنبه حماسی دارند. اما قصههای دیگری از قبیل داستان های عاشقانه، افسانه ها، سرگذشت هایی که جنبه دینی و انتقاد اجتماعی دارند، نیز می توان در میان آنها یافت و به طور خلاصه، تمام آنها از این چند نوع بیرون نیست:
متاسفانه داستان های ما هنوز مورد مطالعهی دقیق علمی قرار نگرفته است، اما این کار، برای شناختن جامعه ایرانی از واجبات عینی است. در این بخش به منظور هر چه بیشتر و بهتر شناخته شدن این داستانها، ویژگی های این داستان ها را به تفصیل بررسی خواهیم کرد.
اسطوره نماد زندگی دوران پیش از دانش و صنعت و نشان مشخص روزگار باستان است. تحول اساطیر هر قوم، معرف تحول شکل زندگی، دگرگونی ساختارهای اجتماعی و تحول اندیشه و دانش است. در واقع، اسطوره، نشانگر یک دگرگونی بنیادی در پویش بالارونده ی ذهن بشری است. اساطیر، روایاتی هستند که از طبیعت و ذهن انسان بدوی ریشه می گیرد، و برآمده از رابطهی دوسویه این دو است؛ و در این بخش سعی بر آن است که تعاریفی از اسطوره ارائه شده و تعدادی از دسته بندیهایی که در باب شناخت اسطوره موجود است، ذکر گردد.
۱-۴-۱- تعریف اسطوره
ارائه تعریف کاملی از اسطوره که در برگیرنده همه مفاهیم آن باشد کار آسانی نیست. «معنایی که در فرهنگ های فارسی و عربی برای واژه اساطیر آمده عبارتست از: سخن های پریشان، بیهودها، افسانه ها، افسانه های باطل، اباطیل کاذب، احادیث بی سامان، قصه های دروغ و اساطیر الاولین را به معنی افسانه های قدیمی یا خرافات پیشینیان آورده اند. در دائره المعارف فارسی، از اساطیر به عنوان داستان های خرافی یا نیمه خرافی درباره قوای فوق طبیعی خدایان و یا داستان های پهلوانی افراد بشر که به صورت روایات به نسل های متوالی رسیده، یاد شده و اضافه گردیده که این قبیل داستان ها با افسانه های جن و پری تفاوت دارد. در فرهنگ های لیتره، و لاروس معنی اساطیر را داستان ها و اتفاقاتی که پایه و اساس تاریخی نداشته و یا افسانه هایی که از اتفاقات و حوادث واقعی سرچشمه گرفته و به منظور مذهبی جلوه دادن، صورت ظاهر آنها عوض می شود، و یا افسانه خدایانی که مورد اعتقاد یک نژاد و ملت است و یا داستان هایی که زاییده خیال می باشد، معرفی می کند پیروان فروید نیز اسطوره را یادواره ای برای ارضای امیال می شمارند.»[۱]
در کتاب دائره المعارف هنر[۲] از رویین پاکباز درباره واژه «اسطوره» در هنر چنین آمده است: «اغلب مردم شناسان اسطوره سازی را مشخصه طبیعت بشر دانسته اند. افلاطون، ارسطو و فیلسوفان دیگری چون شلینگ، ضرورت اسطوره برای هنر را مورد تاکید قرار داده اند. اهمیت هنری اساطیر در قدرت آنها برای بیان حقیقت ارزش های انسانی است. اسطوره هنری نوعی روایت خود انگیخته است که در آن واقعیت های روانی به خصوص بیم ها و امیدها به زبان تخیلی ملموس و بیشتر در قالب دراماتیک به بیان در می آید.»
از روزهای تاریک و پر هول و هراسی که بشر وادی حیوانیت را پشت سر می گذاشت و گامهای لرزان خویش را به آستان دنیای ناشناخته انسانیت می نهاد، امروز کوچک ترین نشانه و اثری در دست نیست. ممکن است باستان شناسان با کاوش در دل مغاره های متروک بتوانند استخوان های پوسیده ی نیمه حیوان و نیمه انسان آن روزی را بدست آورند و حتی مجسمهی آن موجود سرگشته را نیز بسازند، اما به یقین هیچ کس نمی تواند بگوید که در پشت دیوار محکم استخوان جمجمه ی این موجود چه می گذشته و چه دردها و رنج ها و لذت هایی داشته است.
بنابراین آرزوی خواندن و دانستن افکار موجودی که پای به عالم پر نشیب و فراز بشریت مینهاد، اگر محال نباشد، لااقل بسیار دشوار است؛ با بررسی افسانه هایی که از روزگار گذشته برای ما به جا مانده است. شاید بتوان به این افکار، دردها و رنج ها و لذت ها پی برد. در این بخش و بخش بعدی ابتدا چگونگی شکل گیری نخستین افسانه ها، کیفیت آن ها و سپس افسانه در ایران و انواع آن بررسی می شود.
در کتاب تاریخ ادبیات کودکان ایران می خوانیم که، بخش گسترده ای از فرهنگ مردم و ادبیات شفاهی ایران را افسانه ها تشکیل می دهند. افسانه های عامیانه آیینه ی تمام نمای تجربههای زندگی، سنت ها و رفتارهای مردم در طول تاریخ هستند. گرچه امروز افسانه ها را خیالی میپنداریم، اما روزگاری آن ها بخشی از باورهای حقیقی انسان ها بوده اند.
…
تصویر در اولین کتاب های مصور، چه از نظر معناشناختی و چه از نظر سبک بکار رفته با پیشینه هنر نقاشی در ایران پیوند تنگاتنگ دارد، زیرا تصویرگری ادبیات مکتوب از همان آغاز از پشتوانه و میراث هنر نگارگری دوران کهن ایران برخوردار بوده است. به همین دلیل این بررسی تاریخی به گذشته ای بس کهن تر از تصویرگری کتاب باز می گردد، و به آن بخش از تاریخ هنر نقاشی ایران که اسطوره، افسانه یا روایتی، به تصویر درآمده است، بسیار گذرا اشاره می کند.
۲-۱-۱-تاریخ تصویرگری کتاب در دوران باستان[۱]
بر روی سفالینه های به دست آمده در تپه سیلک کاشان و تپه حصار دامغان و شوش که دیرینگی پنج هزارساله دارد، نقش های انسان، گاو، انسان در حال شکار، اسب بالدار، بز کوهی به چشم می خورد. این نقش ها بیشتر مفاهیمی در پیوند با زندگی و باورهای مردم آن دوران دارد که در اسطوره ها و افسانه های ایرانی نیز به آن پرداخته شده است. به همین دلیل است که پوپ سفالینه منقوش را نخستین کتاب انسان دانسته است.
کاربرد مهر در ایران همراه با پیدایش تمدن بوده است، مجموعه نقش های بدست آمده از مهرهای تمدن های پیش از اسلام، بازتاب روشنی از نمادها و نشانه هایی است که در باورها و اسطوره های دینی و تاریخی وجود داشته و از نسلی به نسل دیگر رسیده است. بسیاری از موجودات خیالی حک شده بر روی مهرها که بدون شک بر گرفته از اسطوره ها و افسانه های شفاهی رایج میان مردم بوده است، بعدها در داستان هایی چون شاهنامه و یا دیگر داستان های نوشته شده به کار رفته است. نقش مار شش سر که سواری با آن می جنگید، یک نماد ایرانی است و در شاهنامه نیز از آن یاد شده است.
۲-۱-۵- ویژگی های نقاشی های قهوه خانه ای
شیوه بیانی نقاشی های آن ها بسیار روشن و ساده بود، از این رو بر مخاطبان تاثیر فراوان می گذاشت. بیشتر آثار قهوه خانه ای یک سوژه اصلی و چند سوژه فرعی دارند. نقاشان نام شخصیت های داستانی را بر روی پرده در کنار هر یک می نوشتند و شخصیت اصلی را بزرگتر از دیگران نشان می دادند. در این نقاشی ها زمان، در دگرگونی چهره و اندام پهلوانان تاثیر نمی گذارد. سایه روشن در تصویرها وجود ندارد. صورت ها همه پاک و روشن و بدون سایه هستند. صحنه ها آزاد و خیالپردازانه نقاشی شده اند. همه نقاشان جانبدار نیروهای خیر هستند و کوشیده اند ویژگی های ظاهری و درونی شخصیت ها را بازنمایی کنند. نقاشی قهوه خانه ای در سنجش با مکتب های نگارگری رسمی و درباری از دیدگاه های زیبایی شناختی معینی برخوردار نیست. به مرور زمان در سبک و شیوه کار نقاشان قهوه خانه ای دگرگونی هایی پدید آمد. در بررسی آثار قهوه خانه ای حرکت از شیوه های کهن به سوی شیوه های نو به چشم می خورد. اصول ژرف نمایی اندک اندک به کار گرفته می شود. گاه به کارگیری سایه روشن و بازی نور بر سطح برای تاکید بر پیکر سازی سه بعدی به چشم می خورد. ابرمردها به اندازه های طبیعی خود باز می گردند و چهره های بی حالت جای خود را به چهره های جاندار تر می دهند.
۲-۱-۷- ویژگی های نقاشی پشت شیشه:
شیشه نگاران، نقش ها را بر روی شیشه، وارونه قلم گیری و سپس رنگ آمیزی می کردند. نخست، پردازها، پرداخت ها، سایه ها و رنگ های سطحی را می گذاشتند و سپس اندک اندک سطح های بزرگتر را رنگ می کردند. لایه ای روی همه رنگ ها و طرح ها کشیده می شد که اثر را از رطوبت هوا و یا خراش در امان نگه دارد.
بسیاری از شیشه نگاران، نقاشان پرده های قهوه خانه ای بودند. بدین سان، روایت های مذهبی یا افسانه های ملی، به این هنر نیز راه یافت. شیشه نگاران به سبب محدودیت فضای نقاشی، به هنگام تصویر کردن افسانه ها و داستان ها و روایت های دینی، نمادهایی به کار می بردند. از جمله نقاشان نامدار پشت شیشه مهرعلی بود که در روزگار فتحعلی شاه می زیست.
در ادامه تحقیق هدف بر این است که آن دسته از شخصیت ها و موجودات اساطیری و افسانه ای که تا به امروز در ادبیات ما و به طور خاص ادبیات کودک و نوجوان ماندگار شده اند، به طور خلاصه معرفی شود.
۲-۲-۱- شخصیت های افسانه های ایرانی[۱]
شخصیت های افسانه های ایرانی، آمیزه ای از جانوران و انسان ها هستند. کنشگران، بیشتر در دو گروه بندی نیک کردار و بدکردار جای می گیرند. یکی از شخصیت های دوست داشتنی افسانه های ایرانی که در گروه نیک کردار جای دارد، کچل است. او انسانی نادار و نماد توده های ستم دیده است. گفته اند کچل یکی از پر کشش ترین و نژاده ترین چهره های افسانه های آذربایجان است. شخصیت خارکن افسانه های ایرانی نیز نمادی از مردم زحمتکش و کم خواه است که در پی درستکاری خود به پاداش های چشمگیر و جادویی می رسد. شخصیت های کودک و نوجوان افسانه ها، برای نشان دادن شایستگی خود بیشتر درگیر آزمون هایی هستند که در سرنوشت شان نهاده شده است. هنگامی که کار میان آن ها به برتری جویی می انجامد، آن که جوانتر است پیروز می شود.
متون کهن ما دارای ارزشهای فراوانیست که امروزه نیز این ارزش ها پابرجاست. آموزش مفاهیم اخلاقی به بهترین شکل در ادبیات ایران به جهانیان عرضه شده است. متون کهن ما این مفاهیم را بهتر و زیباتر از داستان های امروزی بیان کرده و سرشار از قابلیت های تصویری هستند. در این میان نقش تصویر سازان در ترویج متون کهن فارسی بسیار پررنگ است و با به تصویر کشیدن این داستان ها می توان کودکان و نوجوانان را با شعر و ادبیات ایران آشنا کرد و مفاهیم غنی را در قالب تصویر مناسب به آن ها منتقل کرد. آنچه که مسلم است در خلق این تصاویر باید نوآوری بیشتری به کار برد تا بتوان داستان هایی که متعلق به قرن ها پیش است را برای کودکان امروزی قابل فهم کرد تا مطابق سلایق و خواسته های امروزی آن ها تصویر سازی شود. در این صورت است که آن ها ارتباط بهتری با داستان های قدیمی بر قرار می کنند.
برای مشاهده و دریافت فایل کامل مقاله اینجا کلیک کن
برچسب:
نویسنده: مهتاب کمالی